كدام بخش های وبلاگ را می پسندید ؟









تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :


Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

وب هکس

تاریخ روز اوقات شرعی



 
 
نویسنده : علی و فاطمه
تاریخ : شنبه نهم بهمن 1389
نظرات

آلبوم رسوای زمانه

علیرضا قربانی
 
خواننده : علیرضا قربانی      
آهنگساز :  اثری از استاد همایون خرم 
ترانه سرا : حضرت مولانا، حضرت حافظ، مرحوم استاد بهادر یگانه، مرحوم استاد تورج نگهبان     
نوازنده ها:   بابک شهرکی، علی زارع، رضا محمدی، کریم قربانی، وحید وفایی، ناصر رحیمی، ایمان جعفری، سامان احتشامی، حسین فاضل، بهزاد رواقی، فضل اله شهرکی، محمد رجبی، فرهاد عندلیبی، بهنام شهرکی



راز دل بشنوید دانلود کنید
قند پارسی بشنوید دانلود کنید
ساز و آواز ماهور بشنوید دانلود کنید
از من بگذر بشنوید دانلود کنید
رسوای زمانه بشنوید دانلود کنید
ویولون بداهه مخالف سه گاه بشنوید دانلود کنید
فراق بشنوید دانلود کنید
 
متن اشعار بعضی از آهنگ های این آلبوم
 
"راز دل"    شاعر : بهادر یگانه

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من
این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی
سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم
وقت دیدن او ، راه دیده مگیر

دل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی ندارد ، خدا داند
شده چون مرغ طوفان که جز بی پناهی ، پناهی ندارد ، خدا داند
منم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیفشاند
به جز این اشک سوزان ، دل نا امیدم گواهی ندارد ، خدا داند

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

دلم گیرد هر زمان بهانه ی تو ، سرم دارد شور جاودانه ی تو
روی دل بود به سوی آستانه ی تو
تا آید شب ، در میان تیرگی ها ، گشاید تن ، روح من به شور و غوغا
رو کند چو مرغ وحشی ، سوی خانه تو

ای بی وفا ، راز دل بشنو ، از خموشی من ، این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا ، چشم دل بگشا ، حال من بنگر ، سوز و ساز دلم را ندیده مگیر

امشب که تو ، در کنار منی ، غمگسار منی
سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من ، خیز و پرده مشو ، پیش چشم ترم
وقت دیدن او ، راه دیده مگیر


"از من بگذر"    شعر از : "تورج نگهبان"

غمگین چو پاییزم ، از من بگذر
شعری غم انگیزم ، از من بگذر
سر تا به پا عشقم ، دردم ، سوزم
بگذشته در آتش همچون روزم
غمگین چو پاییزم ، از من بگذر
شعری غم انگیزم ، از من بگذر

بگذار ای بی خبر بسوزم ، چون شمعی تا سحر بسوزم
بگذار ای بی خبر بسوزم ، چون شمعی تا سحر بسوزم

دیگر ای مه به حال خسته بگذارم ، بگذر و با دل شکسته بگذارم
دیگر ای مه به حال خسته بگذارم ، بگذر و با دل شکسته بگذارم
بگذر از من تا به سوز دل بسوزم
آه ، در غم این عشق بی حاصل بسوزم
بگذر از من تا به سوز دل بسوزم
آه ، در غم این عشق بی حاصل بسوزم

بگذر تا در شرار من نسوزی ، بی پروا در کنار من نسوزی
همچون شمعی به تیره شب ها
می دانی عشق ما ثمر ندارد ، غیر از غم ، حاصلی دگر ندارد
بگذر زین قصه ی غم افزا

غمگین چو پاییزم ، از من بگذر
شعری غم انگیزم ، از من بگذر
سر تا به پا عشقم ، دردم ، سوزم
بگذشته در آتش همچون روزم
غمگین چو پاییزم ، از من بگذر
شعری غم انگیزم ، از من بگذر
غمگین چو پاییزم ، از من بگذر
شعری غم انگیزم ، از من بگذر
غمگین چو پاییزم ، از من بگذر
شعری غم انگیزم ، از من بگذر

 

"فراق"     شعر از : حافظ

زبان خامه ندارد سر بیان فراق
وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق
دریغ ، مدت عمرم که بر امید وصال
به سر رسید و نیامد به سر زمان فراق

سری که بر سر گردون به فخر می ‌سودم
به راستان که نهادم بر آستان فراق
چگونه باز کنم بال در هوای وصال
که ریخت مرغ دلم پر ، که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراق

کنون چه چاره که در بحر غم به گردابی فتاد ، زورق صبرم ز بادبان فراق
به گردابی فتاد ، به گردابی فتاد ، زورق صبرم ز بادبان فراق

اگر به دست من افتد ، فراق را بکشم
اگر به دست من افتد ، فراق را بکشم
که روز هجر سیه باد ، که روز هجر سیه باد
که روز هجر سیه باد و خان و مان فراق

سری که بر سر گردون به فخر می ‌سودم
به راستان که نهادم بر آستان فراق
چگونه باز کنم بال در هوای وصال
که ریخت مرغ دلم پر ، که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراق
که روز هجر سیه باد ، که روز هجر سیه باد و خان و مان فراق


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
arya جمعه ششم اردیبهشت 1392 04:12 بعد از ظهر
بسیار زیبا و عالی.با سپاس.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 


حرف دل،اینجا پناهم داده است

دلـبری قــولِ نگـــاهم داده است

درد دلـهـایـش دلِ دیــوانه بُـــــرد

دسـت ما بگرفت و تا میخـانه برد

اوکه زینجـا رفت و ما را غم گرفت

حرف دل با رفـتـنـش مـاتـم گرفت

........................................

وبلاگ شخصی علی کوچکی
با همکاری خوب دخترم فاطمه

........................................

meikhaane@yahoo.com

meikhaane@gmail.com


علی و فاطمه