تبلیغات
مــیــخــــانـــه

مــیــخــــانـــه
شعر.ادبیات.فرهنگ.اندیشه 
قالب وبلاگ
تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم/ آتش گرفتــم از تو و در صبحدم زدم/ با آسمان مفاخره کردیم تاســـحر/ او از ستاره دم زدومن ازتو دم زدم
نویسندگان
نظر سنجی
كدام بخش های وبلاگ را می پسندید ؟











 

لم خون شد از این افسرده پاییز
از این افسرده پاییز غم انگیز
غروبی سخت محنت بار دارد
همه درد است و با دل کار دارد
شرنگ افزای رنج زندگانی ست
غم او چون غم من جاودانی ست
افق در موج اشک و خون نشسته
شرابش ریخته جامش شکسته
گل و گلزار را چین بر جبین است
نگاه گل نگاه واپسین است
پرستوهایی وحشی بال در بال
امید مبهمی را کرده دنبال
نه در خورشید نور زندگانی
نه در مهتاب شور شادمانی
فلق ها خنده بر
لب فسرده
سفق ها عقده در هم فشرده
کلاغان می خروشند از سر کاج
که شد گلزار ها تاراج تاراج
درختان در پناه هم خزیده
ز روی بامها گردن کشیده
خورد گل سیلی از باد غضبناک
به هر سیلی گلی افتاده بر خاک
چمن را لرزه ها در تار و پود است
رخ مریم ز سیلی ها کبود است
گلستان خرمی از یاد برده
به هر جا برگ گل را باد برده
نشان مرگ در گرد و غبار است
حدیث غم نوای آبشار است
چو بینم کودکان بینوا را
که می بندند راه اغنیا را
مگر یابند با صد ناله نانی
در این سرمای جان فرسا مکانی
سری بالا کنم از سینه کوه
دلم کوه غم و دریای
اندوه
اهم می شکافد آسمان را
مگر جوید نشان بی نشان را
به دامانش درآویزد به زاری
بنالد زینهمه بی برگ و باری
حدیث تلخ اینان باز گوید
کلید این معما باز جوید
چه گویم بغض می گیرد گلویم
اگر با او نگویم با که بگویم
فرود آید نگاه از نیمه راه
که دست
وصل کوتاهست کوتاه
نهیب تند بادی وحشت انگیز
رسد همراه بارانی بلاخیز
بسختی می خروشم های باران
چه می خواهی ز ما بی برگ و باران
برهنه بی پناهان را نظر کن
در این وادی قدم آهسته تر کن
شد این ویرانه ویرانتر چه حاصل
پریشان شد پریشان تر چه حاصل
تو که
جان می دهی بر دانه در خاک
غبار از چهر گل ها می کنی پاک
غم دل های ما را شستشو کن
برای ما سعادت آرزو کن




طبقه بندی در موضوع : اشعار فریدون مشیری،
برچسب ها: فریدون مشیری، مشیری، اشعار فریدون مشیری، غروب پاییز، پاییز غم انگیز، موج اشک و خون، خورشید نور زندگانی،
[ سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 ] [ 08:33 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ




حـــــــرف دل ، اینـجا پناهم داده اســـت

دلـــــــبـری قــــــولِ نگـــــاهم داده است

حـــــرف دل، پُر گشته از یــــــاران عشـق

گــــونه هـا تـَــــر گشـته از باران عشـــق

همرهی درعشق ومستی" گم شدست"

او خــــریـدارِ غــــــــــمِ مـردم شـــــدست

درد دلــــــــهـــایـش دلِ دیــــــوانه بُـــــرد

دســـت ما بـگـرفت و تـا مــیـــخــانه بُــــرد


........................................

رهگذر 47 ( میخانه)
وبلاگ شخصی علی کوچکی

........................................

meikhaane@yahoo.com
طبقه بندی موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :




تماس با ما

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت